X
تبلیغات
رایتل

باران خورشید
مرداب به رود گفت:چه کردی که زلالی....؟ جواب داد گذشتم 
معروفترین پزشک متخصّص قلب نیویورک فوت کرد و در مجلس ختم باشکوهش یک ماکت بزرگ قلب در پشت تابوت او قرار دادند که در پایان مراسم همراه با مارش عزا دریچه های آن قلب باز شد و تابوت  را به درون خود فرو برد. همه از این ابتکار به اعجاب و تحسین آمدند،  ولی یکی از پزشکان در ردیف اوّل  ناگهان شروع کرد به قهقهه، به طوری که اصلاً نمی توانست خودش را کنترل کند. عاقبت کشیش  به او تذکر داد،  ولی او  گفت: " من منظوری ندارم پدر فقط  داشتم مُجسّم می کردم با مرگ من، که متخصّص زنان و زایمان هستم، این صحنه چگونه اجرا می شود؟ با این گفته کشیش و تمامی مجلس هم بی اختیار ریسه رفتند و جلسه بهم خورد.

[ دوشنبه 14 اسفند 1391 ] [ 22:22 ] [ Sport Engineer ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من . . . من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد. من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم میفهمید و خدا میداند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود . . . . . .
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 43316


Maroon 5